نامه به ریس جمهور ..........اخراج یک خبرنگار .......... طرح جالب و پر از سئوال !!!!!!
اخراج " مژگان جمشیدی " از روزنامه همشهری
یک اشتباه برای همشهری یا یک فرصت برای اعمتاد ملی
مهمترین خبری که شاید بتواند نقد و تحلیل روزنامه نگاران در بر داشته باشد اخراج "مژگان جمشیدی" از روزنامه همشهری باشد . روزنامه همشهری روزنامه شهرداری تهران می باشد که در شاید از معدود نقاط قوتی که در این روزنامه مورد تایید همگان می باشد اخبار و تحلیل های زیست محیطی آن می باشد که با کنار گذاشتن " جمشیدی " از این روزنامه آینده ی روشنی را در این بخش نیز برای آن نمی توان متصور شد. جمشیدی اخراج خود را اخراج یک خبرنگار نمی داند" اخراج من دهن کجی به محیط زیست و آغاز یک دشمنی جدید با مسایل زیست محیطی توسط شهرداری تهران در روزنامه همشهری بود." ا یشان علت اصلی این اقدام را چاپ گزارش های تخریب پارک جنگلی لویزان در روزنامه اعتماد ملی " می داند .ایشان همچنین از روزنامه همشهری را روزنامه ای که به دلیل تعداد صفحات و کتابچه 100 برگی که هر روز به عنوان نیازمندیها منتشر می شود و خود بیشترین خسارت ممکن را به لحاظ مصرف کاغذ برای درج رپرتاژهای خبری به جنگل و منابع طبیعی وارد می کند ، می شناسد که امروز حتی حاضر نیست تا زیر بوته نقد یک خبرنگار زیست محیطی برود. برای ایشان آرزوی موفقیت داریم و با سابقه درخشانی که ایشان دارند قطعا" در روزنامه دیگری مشغول به کار خواهند شد . منتظر اخبار، گزارشها و تحلیل های ایشان از منابع طبیعی کشور هستیم
* نامه ی جامعه جنگلباني ايران-شعبه مازندران به ریس جمهور
نامه ی اخیر حاوی نکات ارزشمندی است هرجند که در نوشته بیشتر تلاش شده است تا با مخاطب قرار دادن ریس جمهور مشکلات اقتصادی و اجتماعی بیشتر جلوه داده شود . در اولین فرصت نقدی را بر آن خواهم نوشت .
طرح " بوستان خانواده " باد ها و نباید ها

طرح ملی " بوستان خانواده " طرح جدیدی است که بسیاری از آن تحت عنوان طرح طوبی دوم یاد می کنند . من تنها از ضرورت تنظیم و اجرای چنین آن سخن خواهم گفت . اگر قرار بر نقد باشد شاید بتوان ۳ برار این طرح ۸ صفحه ای از ان انتقاد کرد دوستان دیگر در مهار بیابانزایی به آن پرداختند و تشكل غير دولتي «جامعهي جنگلباني ايران» نيز در بیانیه ای شديدالحن اين اقدام را به زير سؤال برد و آن را طرح طوبای ۲ نامید؛ بيانيهاي كه بسياري از صاحبنظران مستقل مانند دكتر محمّد خسروشاهی هم به حمايت از آن برخواستند. نشستی که هومن با دکتر شامخی داشت نیز اطلاعات جدید تری را به دست داد. اما سئوالی که برای من مطرح شد این است چرا و با چه دلیل و الزامی در این برهه زمانی خاص این طرح مطرح می شود طرحی که هدف زیر کشت رفتن یک ملیارد هکتار از اراضی غیر منابع طبیعی !!! توسط خانواده تا در قالب زمین های ۵۰۰ متر مربعی سخن می گوید ؟ به راستی دوستانی که این طرح مطرح می کنند آیا مشکلات اجرایی طرح های قبلی را از یاد برده اند . لزوم پرداختن به چنین طرحی و هدف اصلی آن برای بسیاری نا مفهوم است چنانچه رفع ابهام از آن در اولین فرصت ضروری مینماید .
ن والقلم و ما یسطرون