معرفی لینکهای آموزش زبان آلمانی

 
 
معرفی لینکهای آموزش زبان آلمانی

 
 
 

فاجعه زيست محيطي اين بار  در چهار محال بختياري

 

فاجعه زيست محيطي اين بار  در چهار محال بختياري

قطع 3هزار اصله درخت بلوط  در  منطقه  ” هلن ”  استان چهارمحال بختياري

درختان بلوط در غرب ايران مساحتي بالغ بر ۵ مليون هكتار از راضي طبيعي را پوشش مي دهند. شرايط نامناسب محيطي و فشار هاي انساني وارد بر جنگلهاي تنك غرب كشور همواره يكي از نگراني هاي دوست داران طبيعت به شماتر مي رود ، شرايط موجود در اين جنگل ها به لحاظ تخريب و فرسايش هاي موجود به نحوي است كه امكان احيا و بازگشت به شرايط اوليه در صورت ادامه اين تخريب ها بدون شك ناممكن است. جنگلهاي بلوط غرب با طول تقريبي 1300 كيلومتر در امتداد رشته كوه زاگرس از جنوب آذربايجان غربي تا استان فارس امتداد دارند . مساحت كنوني آن 5 ميليون هكتار تخمين زده شده است و بارزترين گونه هاي درختي آن  بلوط ايراني است، در سرتاسر اين جنگلها حضور دارد  و دو گونه ديگر يعني دارمازو  و يوول  در قسمتهاي شمالي ديده مي شوند . فرم غالب جنگلشناسي جنگلهاي غرب شاخه زاد بوده و اين دلالت بر تخريب ناشي از حضور طولاني مدت جوامع انساني دارد . متاسفانه به دليل رشد جمعيت در قرن اخير و نياز جنگلنشينان به سوخت ، منبع غذايي براي دامها و زمينهاي كشاورزي بهره برداري ديوانه وار از اين جنگلها بكلي چهره آنها را دگرگون كرده است و بجز در نقاط معدودي مانند قبرستانها نشاني از انبوهي سابق اين جنگلها نيست .

خبرهاي رسيده حاكي از آن است كه قاچاقچيان  ذغال در منطقه ” هلن” چهارمحال بختياري  نزديك به سه هزار اصله از درختان بلوط را به منظور ذغال گيري قطع نموده انداين منطقه جنگلي كه 40 هزار هكتار وسعت دارد هرچند عنوان حفاظت شده را يدك مي‌كشد اما به‌دليل كمرنگ بودن اقدامات حفاظتي مدت‌هاست كه به جولانگاه قاچاقچيان زغال تبديل شده است.

تراكم پوشش گياهي و درختان جنگلي در اين منطقه تا 3 دهه پيش به اندازه‌اي بود كه كمتر كسي جرأت آن را داشت كه وارد جنگل شود، اما اينك بر اثر تجاوز و تخريب بخش‌هايي از جنگل در معرض تنك شدن و نابودي پوشش گياهي قرار دارد.منطقه حفاظت‌شده هلن پس از سبزكوه، دومين منطقه حفاظت شده در چهار‌محال‌و‌بختياري با 40‌هزار هكتار وسعت، تنها منطقه حفاظت‌شده جنگلي است كه 30‌هزار هكتار آن پوشيده از جنگل عمدتا از نوع بلوط غرب است.

هر گوني زغال 50‌هزار تومان ارزش دارد و بلوط بهترين درخت براي تبديل به زغال است؛ ازهمين روست كه بازار قطع درختان كهنسال در اين منطقه داغ است و قاچاقچيان زغال بي‌آنكه اهرم فشاري براي جلوگيري از تخلفات آنها وجود داشته باشد همچنان بلوط‌ها را به كام مرگ مي‌كشند. كشف بيش از 100 كوره زغال در اين منطقه حاكي از فعاليت گسترده و سازمان‌يافته قاچاقچيان حرفه‌اي در اين منطقه است. و شاهدان محلي نيز آن را تاييد مي كنند اما مهندس شيوندي، مديركل محيط‌زيست چهارمحال‌وبختياري اما در گفت‌وگو با روزنامه همشهري، قطع درخت در منطقه هلن را كذب محض دانست و گفت: برخي افراد با بهانه‌هاي مختلف مي‌كوشند به اين مسئله دامن بزنند درحالي‌كه طي بازديدهايي كه با حضور نيروهاي محيط‌زيست، منابع طبيعي و فرمانداري از منطقه به‌عمل آمد، مشاهده شد تنها تعدادي سرشاخه در منطقه قطع شده و در حال حاضر با نظارتي كه وجود دارد اين تخريب‌ها متوقف شده است.

با آنكه مديركل محيط‌زيست‌چهار‌محال‌وبختياري قطع درختان بلوط در هلن را با قاطعيت تكذيب مي‌كند اما افراد محلي ضمن تاييد قطع درختان بلوط در منطقه هلن مي‌گويند: تا پيش از سال‌84 كه منطقه هلن تحت مديريت منابع طبيعي استان قرار داشت توانسته بودند با به‌كارگيري برخي افراد بومي آمار قاچاق زغال را به ميزان قابل توجهي كاهش دهند اما با ارتقاي منطقه هلن به منطقه حفاظت شده و واگذاري حفاظت آن به سازمان محيط‌زيست و اخراج بوميان همكار، كمربند حفاظتي گسسته مي‌شود.

نكته ديگر اينكه با وجود نيروهاي سازمان حفاظت محيط‌زيست به‌دليل نداشتن تجربه و عدم‌آشنايي با منطقه، فعاليت قاچاق رونق مي‌گيرد؛ به‌طوري كه اكنون فرهنگ زغال در منطقه نهادينه شده و گروه‌هايي به‌صورت حرفه‌اي با قطع درختان كهنسال بلوط و تبديل آن به زغال، با كمك افرادي در اصفهان آن را توزيع مي‌كنند.

تمام اين فعاليت‌ها البته به‌دليل كمبود گارد حفاظتي در اين منطقه اتفاق مي‌افتد؛ تا آنجا كه قاچاقچيان به اندازه‌اي جسور شده‌اند كه در مواردي از كارگران افغاني براي قطع درخت و تبديل آن به زغال استفاده مي‌كنند.

 روستاهاي جوزستان، رحيم‌آباد، اسلام‌آباد، فيروزآباد، دورك، برنجگان و بره مرده با جمعيتي حدود 4هزار نفر در حاشيه منطقه هلن واقع شده و امرار معاش شمار قابل توجهي از آنها تهيه زغال است.

 

فرهنگ اصطلاحات دانشجويي - طنز

 

  فرهنگ نوین اصلاحات دانشگاهی                    

 چند روز پيش مطلبي رو خوندم كه بي مناسبت با حال و هواي اين روزهاي دانشگاه هاي ما نيست ، طنز جالبي كه حقايقي رو از فضاي آموزشي دانشگاه هاي كشور تداعي مي كنه ، يه بخش هايي از اين نوشته رو آقاي محمود فرجامی اون رو نوشتن براتون گذاشتم با اين توضيح كه بخشي از متن اصلي حذف شده و در  بخش هاي باقي مونده تغييري صورت نگرفته، به اوضاع دانشگاه هاي ما هنوز خواندني و خنده داره ..........

از آنجایی که در سایه‌ی ارتقای فرهنگی و علمی دانشگاه‌ها در چند دهه‌ی اخیر معانی برخی از اصطلاحات قدیمی تغییر کرده و همچنین اصطلاحات جدیدی هم در حوزه‌ی دانشگاه (با حوزه و دانشگاه اشتباه نشود که اشتباه بزرگی‌ست!) به وجود آمده؛ فرهنگ اصطلاحات دانشگاهی نوینی نوشته‌ام که امید است به درد دانشجویان و به ویژه دانشجویان تازه وارد بخورد. در زیر معانی واقعی و کاربردی برخی اصطلاحات دانشگاهی جدید را می‌خوانید: دانشجوی سال اولی: دانشجویی که فکر می کند با تحصیلات دانشگاهی می‌تواند آینده‌ی بهتری برای خودش بسازد.

دانشجوی سال دومی: دانشجویی که فکر نمی‌کند با تحصیلات دانشگاهی بتواند آینده‌ی بهتری برای خودش بسازد.

دانشجوی سال سومی: دانشجویی که مطمئن شده است با تحصیلات دانشگاهی نخواهد توانست آینده‌ی بهتری برای خودش بسازد.

دانشجوی سال چهارمی: دانشجویی که دیگر نه فکر می‌کند، نه به چیزی اطمینان دارد و نه آینده‌ی برای خود متصور است.

مشروط: دانشجویی که به خاطر علاقه‌ی زیادش به درس خواندن، مورد حسادت قرار گرفته و از این رو دانشگاه او را ملزم کرده است که در ترم بعدی بیش از حد معینی واحد انتخاب نکند تا به بقیه هم برسد! کلمه مشروط از «مشروطه» می‌آید که عده‌ای معتقدند باعث رونق گرفتن دانشگاه در ایران شد. عده‌ی دیگری هم معتقدند که رونق گرفتن کار مشروط‌ها باعث اضمحلال مشروطه شد.

تقلب: دانش دوپینگی

سهمیه: دوپینگ قانونی.

گوسپند: نوعی جانور که جز نوشتن جزوه، حفظ جزوه و پاس کردن درس از روی جزوه هیچ کار دیگری در دانشگاه نمی‌کند. چنین موجوداتی در دانشگاه‌های مشهور بیشتر دیده می‌شوند و فرق آنها با سایر گوسپندان در این است که نه کله‌ی این گوسپندان قابل استفاده است و نه پاچه‌ی خوشمزه‌ای دارند.

جزوه: دستنوشته‌هایی که گمان می‌شود عصاره‌ی یک کتاب است. اما در واقع تفاله‌ی بخشی از آن است.

خرخوان: نوعی خر که توانایی مطالعه‌ی مداوم به مدت 72 ساعت را دارد. نطفه‌ی این موجودات در دوره‌ی دبیرستان بسته می‌شود و در کلاس‌های کنکور به بلوغ می‌رسند. این موجودات اغلب در کافه تریاهای دانشکده‌ها استحاله می‌شوند.

گرد: جسمی که طول و عرض و ارتفاع آن از مرکزش به یک فاصله است. چنین دخترهایی معمولا در حدود 165 سانتیمتر قد و به میزان سه چهارم پی آر 3 حجم دارند که ناشی از سال‌ها در خانه نشستن و دست به سیاه و سفید نزدن و تست زدن است. سه عاقبت دردناک در انتظار آنهاست: ازدواج، انفجار و ورود به دانشگاه که گزینه‌ی آخری و متعاقب آن استفاده از غذای سلف، دردآورترین آنهاست.

سلف (غذاخوری): فعال‌ترین آزمایشگاه و واحد تولیدی هر دانشگاه که توانایی تبدیل موجودات گوناگون به غذا را دارد. یکی از رایج‌ترین توانایی‌ها که شرط لازم اولیه برای سلف نامیده شدن یک مکان محسوب می‌شود، توانایی بازیافت چمن‌های محوطه به شکل قرمه‌سبزی است.

گوریل: گونه‌ای از دانشجویان پسر با موهای ژولیده و لباس‌های بدفرم که از بوی سیر دهان و عرق لباس‌هایشان نمی توان کمتر از سه متر به آنها نزدیک شد. این جانوران معمولا پس از فارغ‌التحصیلی به‌جای اعزام به قلب جنگل‌های آمازون در پشت میزهای مدیریت و ریاست جای می‌گیرند.

شاسکول: دانشجویی (عمدتا دختر) که بعد از 20 بار جزوه دادن به یکی از دانشجویان جنس مخالف هنوز فکر می‌کند خط خوبش باعث محبوبیت‌اش است.

پلشت: دانشجویی که حاضر است کیسه فریزر دور بشقابش بکشد و با قاشق یک بار مصرف غذا بخورد تا مجبور نباشد روزی یکبار ظرفهایش را بشوید. تقریبا اکثر دخترهای ساکن در خوابگاه های دانشکده های علوم و مهندسی.

بتونه‌کاری: فریضه‌ی واجبی که بیشتر دختران دانشجو صبح‌ها قبل از حرکت به سمت دانشگاه بر روی صورت خود انجام می‌دهند تا دیدارشان قابل تحمل شود. معمولا هم نمی‌شود.

جلبک: نوعی دانشجو با آی‌کیوی حیرت‌برانگیز و توانایی جزوه نوشتن حتی از روی سرفه‌های استاد. تراکم زیستی این جانداران در دانشکده‌های علوم انسانی بیشتر است.

دکتر: لفظی که تا پیش از دوران وزارت کشور دکتر کردان یک پیشوند لذت‌بخش بود و پس از آن فحشی زشت محسوب می‌شود. با این حال، به دلایل روانی ناشناخته‌ای تمام دانشجویان رشته‌های پزشکی و دامپزشکی همچنان علاقه‌ی وافری دارند که از ترم اول تحصیل دیگران آنها را با لفظ خطاب کنند.

کافور: ماده‌ی اصلی تشکیل دهنده‌ی غذاهای سلف پسران که گویا از قدیم با عارضه‌ی «زنگ‌زدگی» در ارتباط بوده است چرا که شاعر فرموده: برعکس نهند نام زنگی کافور!

بورسیه: همزمانی کار و تحصیل که ماحصل آن تلفیق درس‌نخوانی و اززیرکاردررویی است.

پروژه: کار عملی که دانشجوها با هم انجام می‌دهند. بعضی‌ها هم روی هم!

تحقیق: تالیف یا ترجمه‌ی بخشی از کتابی که استاد در نظر دارد بعدا به نام خودش چاپ کند در ازای گرفتن مقدار ناچیزی نمرده.

پروپوزال: نوشته‌ی بی ربط کوتاهی که در آن درباره‌ی نوشته‌ی بی‌ربط بلندی که بعدا نوشته یا کپی پیست خواهد شد، توضیح داده می‌شود.

پایان‌نامه: تایپ یا کپی-پیست کردن مقداری متن پراکنده در کتابها و پایان‌نامه‌های قدیمی‌تر در یک فایل و پرینت گرفتن از آنها و صحافی کردن مجموعه. خوشبختانه با پیشرفت علم و تکنولوژی، تمام این فرآیندها با صرف هزینه‌ی معقولی به طور کاملا خودکار و بدون دخالت دست و ذهن انجام می‌گیرد.

دانشنامه (مدرک): درپوش کوزه.

جابجایی (دانشجویی): تفاوت علمی دانشگاه‌ها به زبان پول.

ارث پدری (طلب بابا): طلبی که بعضی از دانشجویان ارزشی از دیگران دارند و معمولا به صورت گزاره‌هایی همچون «چرا این لباس رو پوشیدی؟»، «چرا موهات دیده می‌شه؟»، «دیگه این موسیقی رو نشنوم ها»، «دیگه نبینم با هم کِروکِر می‌کنین»... بروز می‌کند.

خوابگاه متاهلی: جایی برای استراحت، مطالعه، تماشای تلویزیون، درس خواندن و باقی کارها. به خصوص باقی کارها.

وات: دانشجویی که طبق آخرین مدهای 10 سال قبل لباس می پوشد و با آخرین مدهای 20 سال قبل زندگی می کند و مثل 30 سال قبل فکر می کند. جوات‌ها معمولا آینده مثبتی در مشاغل دولتی دارند.

افزایش سنوات: حاصل ز گهواره تا گور دانش جوییدن.

سیاسی‌کاری: اصطلاحی برای توصیف فعالیت‌های سیاسی دانشجویی وقتی که مطابق سلیقه‌ی «آنها» نیست. آنهایی که همیشه تاکید می‌کنند که دانشجو باید سیاسی باشد و در امور کشورش دخالت داشته باشد.

پاچه‌خواری: یکی از راه‌های گرفتن نمره از اساتید به طور شرافتمندانه. البته شرافتمندانه در قیاس با سایر راه‌ها!

انتظامات: شحنه‌ی دانشگاه و مسئول برقراری نظم حتی به قیمت بی‌نظمی. ستاد کارآفرینی برای اقوام و خویشان فاقد تحصیلات دانشگاهی و بعضا دبیرستانی مسئولان دانشگاه.

سنگ‌پای قزوین: مهمترین عامل برای اخذ دکترای افتخاری از آکسفود بدون داشتن لیسانس.

کاردانی پیوسته: پیوند دانشگاه با دبیرستان به کف با کفایت دانشجویانی که در حد دوره راهنمایی معلومات دارند و رفتارشان مثل دبیرستانی‌هاست.

خر زدن: تنها نوع حیوان‌آزاری که انسان‌ها روی خودشان هم انجام می‌دهند. خر زدن در شب‌های امتحان به پیک خود می‌رسد.

 افتادن: سقوط از بالا به پایین که به خاطر عوامل مختلفی چون جاذبه‌ی زمین، درس نخواندن، جزوه نداشتن، شکست در عشق و امثال آنها اتفاق می‌افتد.

ازدواج دانشجویی: اشتباه صنفی.

کتابخانه: جایی برای حرف زدن، رد و بدل کردن جزوات و فایل‌های بلوتوثی، اسم ام اس فرستادن و بعضا رونویس تکالیف و تمرین‌ها.

منشی گروه: همه کاره ی گروه. دست کم خودش که اینطور فکر می‌کند.

حذف ترم: خودکشی آبرومندانه از ترس مرگی مفتضحانه.

 

 

حذف طبيعت در کلاردشت به دست ساختمان سازان!

 

حذف طبيعت در کلاردشت به دست ساختمان سازان!

کلاردشت

عباس محمدي در گفتگو با مهر با اشاره به حرکت آرام فعاليتهاي مخرب توسعه ساختمان سازي، جاده و برداشت منابع و محيط زيست گفت: مناطقي در امتداد رودخانه سردآبرود که رودخانه اي حفاظت شده در امتداد علم کوه است اشغال شده و در امتداد اين رودخانه ساختمان سازي به سنگين ترين حالت ممکن در حال انجام است.
دبير انجمن کوهنوردان ايران به ساخت و ساز در 20 کيلومتري از مرکز شهر کلاردشت اشاره کرد و افزود: اين ساخت و ساز به سمت کوهستان در حال رشد است و مثل خوره به جان کلاردشت افتاده است. رودخانه هاي اين منطقه نيز از آسيب در امان نبوده و سنگين ترين مواد نخاله ساختماني در حواشي اين رودخانه ها تخليه شده که با هيچ منطقي ساگار نيست.
محمدي همچنين به کلاردشت به عنوان پيوستگي چند روستا به مرکزيت "حسن کيف" نگاه کرد و اظهار داشت: در کنار رودخانه هاي حفاظت شده و 20 کيلومتري به سمت جنوب غرب کلاردشت انواع ويلاهايي ساخته شده که نه تنها در حريم رودخانه ها هستند که در بستر اين رودخانه ها بنا شده اند و آلودگي وسيعي به دنبال داشته اند که مي تواند به تخليه فاضلاب اين ويلاها در رودخانه ها اشاره کرد.
اين فعال محيط زيست با تاکيد بر حرکت خزنده اين نوع فعاليتها در چهار سال گذشته اظهار داشت: برخي مناطق مثل "وندار بن" برق رساني انجام شده که اين کار با نيت توسعه ساختمان سازي از سوي برخي افراد در اين منطقه تسهيل مي شود. با رشد ساختمان سازي در اين منطقه الان اين منطقه بکر طبيعي تبديل به شهري بي در و پيکر شده است و ساختمانها سيستم تصفيه فاضلاب ندارند و تمام مواد آلاينده را به آب رودخانه هاي اطراف سرريز کرده اند که علاوه بر رودخانه ها سفره هاي زير زميني آب را به شدت تخريب خواهد کرد.
عباس محمدي با انتقاد از عملکرد مسئولان در منطقه، جنس فعاليتهاي تخريب گر در کلاردشت را به وجود نوعي مديريت ملوک الطوايفي تشبيه کرد و گفت: مستنداتي در اختيار داريم که نشان مي دهد هماهنگي براي انجام اين فعاليتهاي ساختماني با بي توجهي برخي مسئولان دستگاههاي مسئول انجام مي شود. براي نمونه ابتدا ساختمان بدون اينکه پروانه ساختي دريافت کرده باشد ساخته مي شود و سپس براي رهايي جريمه اي معادل پرداخت مي شود که براي پولدارهاي سازنده اين ساختمانها رقمي محسوب نمي شود اما به قيمت نابودي محيط زيست منطقه تمام مي شود.
اين فعال محيط زيست کلاردشت را به عنوان شهري بي در و پيکر و بدون نظارت و ارزيابيهاي زيست محيطي نام برد و افزود: از مرزن آباد بيش از پنج کيلومتر در امتداد دره اي ساخت و ساز انجام شده که نشان مي دهد هر کسي هر جايي دلش خواسته شروع به ساختمان سازي کرده است و اين شهر نه حريم دارد و نه محدوده و حتي خط الراس کوهها هم در اين شهر رعايت نشده و در ارتفاعات دوهزار کيلومتري نيز ساخت و ساز در حال انجام است.


پیوست :

مخالفت با ۶ پروژه مشمول ارزیابی زیست‌محیطی در استان مازندران

 

روزنامه آرمان هم توقيف شد.

 

بالاخره روزنامه آرمان هم همانطور كه انتظار مي رفت‏، توقيف شد.

سه شنبه - 13 مهر 1388

 

 

خوشا آنکه همچون تو مست از جهان می‏رود................

 

قطعه تصويري به ياد پرويز مشكاتيان

بسيار زيبا و قابل تامل، توصيه ميكنم حتما دانلود كنبد و ببنبيد.

خوشا آنکه همچون تو مست از جهان می‏رود
خوشا آنکه همچون تو مست از شراب الست از جهان می‏رود
خوشا آنکه همچون تو در خواب مست
به دور از غم هرچه هست از جهان می‏رود
کسی با خود از این جهان ارمغانی نبرد
خوشا آنکه همچون تو با جام و نامی به دست از جهان می‏رود
پس از تو نه می می‏توان نوش کرد
نه بر نغمه و سوزِ سازی توان گوش کرد
چه فخری به خود می‏فروشد زمین
که همچون تو رامشگری را در آغوش کرد
پس از این چه خواهد کشید از فراقِ تو سنتور تو
که نتواند او هم غمت را فراموش کرد

   براي دانلود اينجا كليك كنيد.


 

مشكاتيان ‏، گروه هاي فعال دانشجويي‏ و فوتبال سياسي

 

مشكاتيان ‏، گروه هاي فعال دانشجويي‏ و فوتبال سياسي

1-  مشکاتیان آهنگساز برجسته و نوازنده سنتور سن 54 سالگی  درگذشت .  اين كه جاي اين استاد حالا حالا ها تو دنياي موسيقي ايراني خالي مي مونه يه پيش بيني بسيار نزديك به  واقعيته ،  اگه يك روزينسل قديم موسيقي ايراني از دنيا برند آيا نسل حاضر جانشيين هاي مناسبي درخور موسيقي اصيل خواهد داشت يا نه0 اين اتفاق يه پيام جديد هم داشت كه بايد قدر اساتيدي مثل شجريان ، ناظري و ... رو بيشتر بدونيم اما اينكه  چرا هنوز جاي موسيقي سنتي توي رسانه هاي ديداري و شنيداري ما خاليه رو من نمي دونم!!؟؟ راستي نميدونم چرا هيچ عكسي از استاد شجريان تو مراسم تشيع ديده نشده شما مي دونيد؟

2-      ديروز توي جلسه اي از يك دوست فوق العاده فعال زيست محيطي پرسيدم چند تا گروه دانشجويي محيط زيستي فعال داريم يا اصلا گروه دانشجويي فعال زيست محيطي داريم؟؟؟  اصلا تو اين شرايط فعلي گروه فعال داريم  فكر مي كنين چي جواب داد.......

3-   حالم از اين فوتبال سياسي به هم مي خوره پرسپوليسي ها  با اين وضع براي جمعه بايد  كلي نذر و نياز كنن، من خودم اين كار و كردم، فكر ميكنم اگه اين روند ادمه پيدا كنه بايد بريم سراغ يه تيم مردمي تر هرچند كه پيدا كردنش سخت شده......

4-     راستي قراره فردا رئيس جمهور بياد دانشگاه تهران تا همين يكي دو هفته پيش ميگفتن احتمالا به علت شيوع آنفولانزاري  نوع A   دانشگاه تهران و شريف يك ترم تعطيل مي شود به هر حال بازار شايعات هنوز  داغه.

5-     هوشنگ ضيايي هم گفته كه شاه روباه ايراني در خطر انقراض قرار گرفته است كه خبر كاملش رو  در سايت انجمن جبهه طبيعت بخونيد. 

همايون شجريان به همراه خواهر زاده اش آوا مشكاتيان

يك غزل هم از مژگان عباسلو بخونيد كه در ديدار با رهبري اون رو خوندن :

پری نبوده‌ام از قصه ها مرا ببرند
پرنده نیستم از گوشه‌ی قفس بخرند

زنم حقیقت پرتی پر از پریشانی
پر از زنان پشیمان که تلخ و دربه‌درند

چرا به شاخه‌ی خشک تو تکیه می‌دادم؟
به دست‌هات که امروز دسته‌ی تبرند؟

بگو به چلچله‌های چکیده بر بامت
زنان کوچک من از شما پرنده‌ترند

بهار فصل پرنده است، فصل زن بودن
زنان کوچک من گرچه سر‌بریده پرند،

در ارتفاع کم عشق تو نمی‌مانند
از آشیانه‌ی بی‌تکیه‌گاه می‌گذرند

*
به خواهران غریبم که هرکجای زمین
اسیر تلخی این روزگار بی‌پدرند،

بهار تازه! بگو سقف عشق کوتاه‌ست
بلندتر بنشینند…
دورتر بپرند…

 

سپاس و يك خبر

 
 
 
از همه عزيزاني كه به نحوي با اينجانب ابراز همدردي نمودند سپاسگزارم و اميدوار كه هماره شريك شادي هايتان باشم.
 
 
كيومرث سفيدي
 
 
۱۰۰ هکتار از تالاب گندمان در آتش سوخت
 
 
 
 
بیش از ۱۰۰ هکتار از اراضی خشک شده تالاب گندمان در چهارمحال و بختیاری طعمه آتش شد که به گفته یک فعال محیط زیستی احتمال عمدی بودن این آتش سوزی وجود دارد.تالاب گندمان که به خاطر احداث سد بر روی تالاب چغاخور در سالهای اخیر در حالت خشکی کامل به سر می برد، منبع باروتی برای شعله ور شدن آتش تخریب زیستگاه حیات وحش در منطقه بوده است. به گفته شاهدان عینی پرندگانی مثل حواصیل و دوزیستها و خزندگانی مثل مارماهی در آتش سوخته اند.
همچنین محمد خاکپور فعال محیط زیست در این باره به مهر گفت: آب رودخانه آق قلا در طول سالیان متمادی به تالاب گندمان می ریخته و خروجی آن نیز به رودخانه گلاکبک و سپس به کارون سرازیر می شده است ولی احداث سد که آب را برای زمینهای کشاورزی "سفید دشت" و "فرا دنبه" و همین طور کارخانه فولاد و سیمان تامین می کرد تالاب را به خشکی مطلق نزدیک کرد.
این فعال محیط زیست همچنین اضافه کرد: از محل آتش سوزی متأسفانه اعلام کرده اند آتش در حال گسترش است و به دلیل ویژگی های تالاب امکان تردد خودروهای آتش نشانی وجود نداشته و مهار آتش سخت شده است.وی اضافه کرد: احتمال عمدی بودن آتش سوزی بسیار زیاد است چرا که مدتی قبل سازمان محیط زیست با شکارچیان در این منطقه درگیر و مانع فعالیت آنها شده بود و این احتمال وجود دارد که شکارچیان تالاب را به آتش کشیده باشند.علیرغم تلاشهای مأمورین منابع طبیعی، حفاظت محیط زیست، آتش نشانی، شهرداری، نیروهای انتظامی، پایگاه های بسیج و افراد محلی تاکنون آتش مهار نشده و تالاب در حال سوختن بوده است.
تالاب گندمان نام خود را از شهری تاریخی که در ضلع شمال شرقی آن واقع شده و به همین نام خوانده می شود (گندمان) گرفته است. این منطقه یکی از شکارگاه های بهرام گور و منطقه ییلاقی خانواده های سلطنتی در قرن های گذشته بوده که برخی آثار به جا مانده از سکونت گاههای آن زمان در برخی نقاط تالاب به چشم می خورد.تالاب گندمان جزو تالاب های ثبت شده در دفتر بین المللی تحقیقات پرندگان آبزی "لندن - ۱۳۵۲" است .