اعتراض اینرنتی به عدم توجه مسئولان به نگهداری و حفاظت از باغ گیاهشناسی
اعتراض
نسبت به توجهی مسئولین نسبت به حفاظت و نگهداری از باغ گیاهشناسی
مشکلات باغ گیاهشناسی دانشکده های کشاورزی و منابع طبیعی پایان ندارد بعد از قطع و هرس بی رویه و بی ظابطه ای که در ماههای اخیر در این مکان پژوهشی شاهد بودیم امروزه مشکلات متعدد دیگری نیز در این ارتباط دیده می شود که در صورت عدم توجه مسئولان این باغ ( که اخیرا" به نام دکتر وزوایی نیز خوانده می شود ) از بین خواهد رفت و تنها ظاهری سبز اما توخالی از آن باقی می ماند . دانشجویان آگاه دانشکده های کشاورزی و منابع طبیعی فارغ از هر گونه گرایش و تفکر سیاسی با هدف کاملا" علمی و با دیدگاه مبتنی بر دانش علمی خواهان رسیدگی و توجه هر چه بیشتر به وضیعت این باغ گیاهشناسی هستند . تلاش های انجمن علمی دانشجویان باغبانی هم قابل تقدیر است .برای نشان دادن اعتراض خود بر روی لینک زیر کلیک و طومار را امضاء کنید .
این هم لینک خبر خبرگزاری میراث فرهنگی در این ارتباط .
گزارشی ازوضعيت تأسف بارحيات وحش ايران
|
|
مرز و بوم ايران از آنجا به عنوان كشور چهارفصل شهرت يافته است كه همچون مجموعه اى از متغيرهاى آب و هوايى گرد آمده است. طبيعتى اين چنين رنگارنگ تقريباً در تمام دنيا منحصر به فرد است. محمد على اينانلو سردبير مجله طبيعت در اين مورد مى گويد: «اختلاف دماى گرمترين و سردترين نقطه ايران در زمستان و تابستان عدد ۱۰۰ را به ما نشان مى دهد چنانكه سردترين نقطه به ۴۰درجه زير صفر و گرمترين به ۶۰درجه بالاى صفر مى رسد و اين در دنيا بى نظير است. قله دماوند با ۶۰۰۰متر ارتفاع و سواحل خيلج فارس با ۲۶متر زير ارتفاع درياهاى آزاد يكى از بالاترين اختلاف ارتفاع را مى سازند. در ايران تا به حال ۸۳۰۰ گونه گياهى شناخته شده. ۱۶۰ نوع پستاندار در ايران زندگى مى كنند. ۴۸۵ گونه پرنده اعم از مهاجر، نيمه مهاجر و بومى و حدود ۵۰۰نوع آبزى و خزنده تا به حال شناسايى شده كه در صورت مطالعه بيشتر تا ۲۰۰۰نوع هم خواهد رسيد. اين اعداد در يك مرز يك ميليون و ۶۰۰هزار كيلومترى در تمام دنيا بى نظير است. به همين دليل نام ايران را «ايران جهانى در يك مرز» گذاشتم. در ميان ۱۶۰گونه پستاندار در ايران كه شامل گونه هاى كوهستانى، دشتى، كويرى و جنگلى مى شود بعضى خاص ايران مانند يوزپلنگ وگوزن زرد ايرانى هستند. بعضى خاص آسيا مانند گورخر آسيايى و بعضى گونه اروپايى مانند لينكز. (گربه وحشى جنگلى) هستند. از اين گونه ها بعضى در حال انقراض بعضى جمعيتشان بد نيست و بعضى هم خوب است. محمدعلى اينانلو در مورد گذشته حيات وحش در ايران مى گويد: «اگر نگاهى به حجاريهاى طاق بستان، تخت جمشيد و جاهاى ديگر كه از شكار شاهان حجارى كردند يا به فاصله نزديكتر حجارى تنگه واشى در فيروزكوه (قاجاريه) بيندازيم به اين نتيجه مى رسيم كه اين حجاريها كار شكار شاهان را نشان مى دهد ولى معناى ديگرش نشان دادن وفور بيش از حد انواع گونه هاى حيات وحش در ايران بوده. اندكى نزديكتر در زمان قاجاريه و حتى اواخر آن در خاطرات كسانى كه از آن دوره شكار نامه يا سفرنامه نوشتند مانند خاطرات شازده ظل السطان پسر ناصرالدين شاه متوجه مى شويم در ايران تا چه حد حيات وحش ما غنى بوده. ظل السطان در خاطراتش مى گويد شكار براى سپاهيان من دو هدف داشته، تمرين رزم و آمادگى جنگى، دوم تغذيه سپاهيان و يا در سفرنامه مازندران علاوه بر شكار شدن صدها رأس گوزن و شوكاو پرنده هايى نظير قرقاول و دراج؛ چيزى كه خيلى جلب نظر مى كند شكار ۱۸قلاده ببر است. در خاطرات شكارچى ها و شكاربانهاى پير، پيرمردهايى كه از دشت قزوين مى گويند كه آنجا را مى توان در تاريخى نه چندان دور با صحراى سرنگتى آفريقا مقايسه كرد. در گزارشهاى رسمى سازمان محيط زيست قبل از انقلاب تعداد زيادى حيوانات وحشى در مناطقى نظير پارك ملى گلستان، خوش ييلاق، پارك ملى كوير، منطقه كالمند در يزد، مناطق خجير و سرخه حصار در نزديك تهران، موته در اصفهان، جزاير درياچه اروميه كلاه غازى در اصفهان، حاجى آباد نزديك بندرعباس، دشتها و كوههاى زنجان وجود داشته است. در چندساله اول انقلاب به خاطر اينكه اسلحه بى حساب دست بعضى افراد مسؤوليت ناشناس بود و فكر مى كردند مناطق حفاظت شده اين مملكت متعلق به خانواده سلطنتى است، همچنين در مناطق جنگى مثل كردستان و غرب كشور شكار و كشتار بسيار بى رويه اى در اين مناطق انجام شد و حيات وحش ايران لطمه زيادى ديد. اما پس از اينكه قوانين در اين زمينه شكل گرفت و حاكم شد سازمان محيط زيست به كمك مأموران قديمى و دلسوز توانست تا اندازه اى از اين ذخاير محافظت كند كه البته الآن هم محيط بانهاى جوان استخدام شدند و بسيار دلسوز وعلاقه مند هستند ولى بايد از تجربيات گذشته ها استفاده كرد. »
اين كارشناس حيات وحش سپس به گونه هاى منقرض شده حيات وحش اشاره مى كند: «نخستين حيواناتى كه كاملاً منقرض شدند شير ايرانى بود دوم ببر ايرانى كه معروف به ببر هيركانى بوده كه اسمش از جنگلهاى هيركانيا اسم قديم گرگان كنونى در زمان پارتها گرفته شده است و اما حيواناتى كه در لبه انقراض هستند: نخست يوزپلنگ ايرانى است كه آمارهاى جسته گريخته سازمان محيط زيست و مؤسسه (iucn) تعداد آنها را بين ۳۰ تا ۴۰ قلاده حدس مى زنند ولى شخصاً كه دايم در سفر هستم با خوش بينى زير ۲۰ تا حدس مى زنم در پارك ملى كوير، خار و توران شاهرود و همچنين در يزد كه چندسال پيش به خاطر تشنگى يك مادر با دوتوله خودش به نزديك آبادى آمده بود و مردم آنها را كشته بودند كه يكى از بچه ها زنده ماند و اينك تنها يوزپلنگ در اسارت موجود است كه در پارك پرديسان نگهدارى مى شود. دوم گورخر ايرانى است كه تصور مى كنم آمارهاى سازمان محيط زيست حدود ۴۰۰ تا تخمين مى زند ولى اگر خوش بينانه نگاه كنيم زير ۲۰۰ تا در ايران وجود دارد ۳- گوزن زرد ايرانى كه خوشبختانه با اقدامات حفاظتى كه از ۳۰سال پيش شروع شد از خطر انقراض نجات پيدا كرد. الآن تعدادى در دشت نازسارى نگهدارى مى شوند يك تعداد در جزيره اسپير و اشك در درياچه اروميه. تعدادى به صورت آزاد در منطقه حفاظت شده دزو كرخه نگهدارى مى شوند. ۴- خرس سياه ايرانى معروف به خرس سياه بلوچستان كه از خانواده خرس سياه آسياى جنوب شرقى است فرقش با خرس قهوه اى اين است كه رنگش كاملاً سياه و مثلث سفيدى روى سينه اش است. تعداد مشخصى نيست. اگر به ۱۰ تا برسد خوب است ۵- تمساح پوزه كوتاه ايرانى كه در رودخانه سرباز در بلوچستان اطراف سد پيشين و آبگيرهاى اطراف رودخانه سرباز زندگى مى كنند كه حدود ۱۰۰تا موجود مى باشد. ۶ - ماهى آزاددرياى خزر و بالاخره سياه خروس نوعى پرنده زيبا در منطقه كوچكى در شمال آذربايجان كه به ۱۰۰ تا نمى رسد. »

ن والقلم و ما یسطرون