![]() |
![]() |
|
| تلاش برای تشکیل سازمان مردمی(NGO) برای حفاظت از 000/200 هکتار جنگل بکر در شمال کشور |
|
پایین شهر بالای شهر
سخن از عدالت شعار محوری دولت های پیشین و فعلی در کشور ما بوده است . چنانچه برخی ها علت موفقیت دولت فعلی را در انتخابات ریاست جمهوری استفاده از این شعار و محور قرار دادن آن در سخنرانی ها می دانند . اما آنچه مرا واداشت تا از عدالت بنویسم و درد دلی با شما خواننده ی عزیز داشته باشم . شرایط نابسامانی است که در جذب دانشجو در دانشگاه تهران شاهد آن هستم . پیشتر ها نیز دوستان من در تشکل های دانشجویی به مسئولین هشدار هایی داده بودند . چندی پیش نیز در پستی با عنوان " عدم تناسب در ظرفیت پذیرش دانشجو و بازار کار " از وضیعت نا بسامان جذب دانشجو در رشته های منابع طبیعی نوشته بودم . و ظرفیت هایی که نجومی بالا رفته اند . من از مسئولین امر می پرسم ۴۵ نفر در رشته کارشناسی صنایع چوب فقط در مقطع روزانه به چه دلیلی جذب شده اند شک ندارم که از این ۴۵ تن مهندس آینده ۵ تن به زحمت بتوانند در شغلی آن هم مرتبط با رشته ی خود مشغول بکار شوند . به راستی هزینه های مادی و معنوی ای که صرف این دانشجویان می شود را آیا می توان در ترازوی عدالت سنجید ؟ مسئولین باید پاسخگو باشند ؟ آینده این همه جوان جویای کار همه در گرو تصمیم گیری های شماست . اما بهانه اصلی این نگارش ! نکته ی جالبی که در افزایش ظرفیت دانشجویان به چشم می خورد . تعداد دانشجویان دوره های شبانه هست که در مواردی با تعداد دانشجویان روزانه برابری می کند !!! دانشجویانی که فقط و فقط به واسطه ی پرداختن هزینه ای بالغ بر ۶ ملیون تومان موفق به اخذ درجه فوق لیسانس از دانشگاه معتبر ایران می شوند . یادم هست زمانی دوستان من از اینکه نتوانستند در رشته مورد علاقه شانادامه تحصیل دهند آن هم فقط به خاطر عدم تمکین مالی شکوه می کردند . وحالا............... کاری به اینکه نحوه ی جذب دانشجو درست است یا غلط ندارم .اما پذیرفته شدن رتبه هایی نظیر ۷۰ و حتی ۱۰۰ به بالا در حالیکه رشته های منابع طبیعی حداکثر رتبه های قبولی سابق تا ۱۲ بوده است مایه تاسف است . به راستی فرق دانشجوی رتبه اول کنکور با دانشجوی رتبه ۷۰ کنکور در چیست؟ملاک انتخاب چه بوده است . آیا شعار عدالت محوری به این زودی ها فراموش شد ؟ ؟؟ حال این را فرض کنید که این داشجو در دوره ی دکتری هم همین روال را ادامه دهد . آنگاه چه می شود ؟ بله پول علم را هم به تسخیر می کشد اما کسی آیا به فکر قشر کم در آمد در جامعه ی ما هست . آیا رتبه ی به فرض ۱۳ کنکور و کمتر در برخی رشته ها مستحق تحصیل در دانشگاه تهران هستند یا انها که با تکیه بر ثروت خویش به مدرک کارشناسی ارشد خود می نازند . ؟؟؟ شکاف طبقاتی در ایران و مشکلات ناشی از آن آنقدر جای بحث دارد که در این مجال نمی گنجد اما چه کسی باید در این حیطه پاسخگو باشد . یادم هست وقتی که فعالتر از امروز بودم به همت دوستان قدیمی که گله از اختصاص رشته های برتر پزشکی و فنی به افراد خاص داشتند ( به لحاظ در اختیار داشتن امکانات و شرکت در کلاسهای مختلف ) مدتی در برخی مناطق تهران به تدریس رایگان پرداختم اما حالا چه ؟؟؟ شکاف های طبقاتی روز به روز بیشتر می شود و پایین شهر از بالای شهر دور تر . من خود هر جا که باشم جزء پایین شهری ها می دانم . دوستانی که می دانم لیاقت بهترین رشته ها و بهترین در بهترین رشته ها را دارند . عدالت محوری شعار عامه پسندی است که سخن گفتن از آن آسان عمل به آن مشکل است . راستی بعلت مشکلاتی و درگیری هایی که این اواخر داشتم نتوانستم به بحث جنگل گلستان بپردازم اما دوستان من جمله مهندس درویش عزیز و سایر دوستان در این زمینه فعال بودند که از همه آنها به عنوان یک عضو کوچک جامعه جنگلبانان ایران قدر دانی می نمایم . |
|
+ نوشته شده در
85/08/01ساعت توسط کیومرث سفیدی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
ن والقلم و ما یسطرون
دانشجوی دکتری دانشگاه تهران هستم و خبرنگار، 25 ساله،متاهل و عاشق طیبعت. هدف از نگارش در این تارنما دغدغه های محیط زیستی من است که بخشی از زندگی ام را تشکیل می دهند . |
| آرشیو موضوعی |
|
طبعیت و محیط زیست اکوتوریسم ( طبیعت گردی ) جنگلشناسی و اکولوژی مسائل اقتصادی و اجتماعی در منابع طبیعی NGO English پایان نامه ها |
|
RSS
|