![]() |
![]() |
|
| تلاش برای تشکیل سازمان مردمی(NGO) برای حفاظت از 000/200 هکتار جنگل بکر در شمال کشور |
|
جنگلنشيني پراکنده
به طور کلي در جهان سه جامعه جنگلي از نظر توسعه روستايي قابل تصور است: - روستاي ايستا و جامعة ايستا و راکد که تنها به دنبال تأمين تغذيه خود و فاقد نوآوري است - نيمه پويا: فعاليت در کشاورزي به صورت اصولي و با پويايي - پويا: که با تبديل امکانات خود مي کوشد در قالب کشاورزي و صنعت، کار خود را ادامه دهد که توان توليد، اضافه درآمد و سرمايهگذاري دارد متأسفانه در ايران بيشتر جامعه روستايي از نوع اول را دارا هستيم. از نظر کارشناسان سازمان جنگلها، از نظر شيوه معيشت و تجمع خانوارها، تقسيم بندي زير وجود دارد: - بيش از 20 خانواده (پايدار يا ناپايدار) - کمتر از 20 خانوداه (که ناپايدارند) - دامداريها و سراها - آباديها(کم خانوار ـ بزرگ) طبق طرح جامع سال 64-65 که براي شمال کشور کليه آباديهاي حوزههاي آبخيز براي مطالعات اقتصادي – اجتماعي تحت بررسي و آماربرداري صد در صد تعداد دام ها قرار گرفتند و نتايجي که سال 75 طبق تحقيقات دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه تهران به دست آمده، اطلاعاتي از نحوه استقرار آباديها به دست آمد : (مجموع مساحت آبخيزهاي جنگلي شمال 3 ميليون هکتار است که 9/1 ميليون هکتار را جنگل و حدود 1/1 ميليون هکتار را زمين هاي کشاورزي و اراضي مرتعي ييلاقي بالابند تشکيل ميدهد).
طبق اين آمار طي اين دوره 10 ساله جمعيت آباديهاي زير 20 خانوار افزوده شده و در دسته بالاتر از 20 خانوار قرار گرفتهاند، طبق آمار در مجموع 103 حوزة آبخيز شما کشور : 48 درصد آباديها در پايين بند (زير 700 متر ارتفاع) 28 درصد آباديها در ميان بند (بين 700 تا 1200 متر ارتفاع) 16 درصد در بالابند (بالاتر از 1200 متر) و 8 درصد در ييلاق قرار دارند (در مجموع 103 حوزه شمال) متوسط زمين در نظر گرفته شده براي هر خانوار ساکن در آبادي به اين قرار است : 3/1 هکتار زمين آبي 4/1 هکتار زمين زارعي 3/0 هکتار آيش 5/0 هکتار باغ از مجموع واحدهاي دامداري 34 درصد متحرک اند که 5/46 درصد واحدهاي دامي را در خود دارند. 33 درصد نيمه متحرک اند که 24 درصد دام را در خود دارند. 33 درصد ساکن اند که 5/29 درصد دام ها را در خود دارند. طبق تعريف دامدار به کسي گفته ميشود که يک گله حداقل 30 رأسي گوسفند داشته باشد يا مجموعه گوسفند و گاو او 30 رأس باشد. در مجموع 34 تا 35 هزار دامدار داريم که از اين افراد، شغل اصلي اکثر آنها دامداري نبود (حشم دار) و مختاباد در جنگل دام ها را اداره ميکند. که ساليانه 000/800/2 مترمکعب چوب براي گرم کردن و توليد لبنيات و پخت و پز، به صورت هيزم مصرف ميکنند و براي تأسيسات دامداري در جنگل و خانوادههاي پراکنده بيش از 170 هزار مترمکعب چوب صنعتي در سال مصرف ميشود. براي ايجاد مرز عرفي از قطع درختان به عنوان حصار استفاده ميشود. برای حل معظلاتی که در این ارتباط داریم استراتژی هایی تدوین شده در قسم بعدبی بهان خواهیم پرداخت . |
||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
85/02/09ساعت توسط کیومرث سفیدی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
ن والقلم و ما یسطرون
دانشجوی دکتری دانشگاه تهران هستم و خبرنگار، 27 ساله،متاهل و دوستدار طیبعت. هدف از نگارش در این تارنما دغدغه های محیط زیستی من است که بخش مهمی از زندگی ام را تشکیل می دهد. |
| پیوندهای روزانه |
|
تازه ترين خبر ها از ادواج موقت مسعود کیمیایی و سینمایی که خودش دوست دارد بررسی جداسازی جنسیتی دانشجویان. کجای کار "دانشگاه" می لنگد؟! آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
طبعیت و محیط زیست اکوتوریسم ( طبیعت گردی ) جنگلشناسی و اکولوژی مسائل اقتصادی و اجتماعی در منابع طبیعی NGO English پایان نامه ها |
|
RSS
|