![]() |
![]() |
|
| تلاش برای تشکیل سازمان مردمی(NGO) برای حفاظت از 000/200 هکتار جنگل بکر در شمال کشور |
|
سال ۸۴ با تمام فراز و نشیب هایی که برای همه ما داشت در حال سپری شدن و رو به اتمام است منابع طبیعی و محیط زیست ایران نیز تجارب تلخ و روزهای شیرینی را پشت سر گذاشت اما امیدواریم سال ۸۵ سالی پر از خاطرات شیرین برای حافظان و دوست داران طبیعیت باشد بد نیست در پایان امسال یادی بکنیم از شهید ناصر پیروی که ناجوانمردانه در راه حفاظت از جنگل های باستانی شمال به شهادت رسید و نیز پاس بداریم تلاش های همه آنهایی که درین راه قلم بدست گرفتند و آنهایی که بیشتر از دیگران برای طبیعیت ایران از خود دلسوزی نشان دادند. پس تا پایان تعطیلات خدا یات و یاورتان باد . وهمه روزهاتان نوروزی . البته یه هدیه هم برای مخاطبان جنگلی دارم: ( اکثر مخاطبان این تارنما دانشجویان ویا متخصصان منابع طبیعی و جنگل هستند و این ها هستن که می فهمن این عاشق شوریده چه ها کشیده امیدوارم شما اگه یه روزی این نامه رو برای کسی خوندین مخاطبتون جنگلی باشه البته راتشو بخواین من این رو برای کسی نوشتم که اصلا" جنگلی نبود!!! حالا من باید توضیح میدادم که دانگ چیه؟ طرح صیانت چیه ؟ و......شاد باشین .عیدتون مبارک) نامه مهندس " جنگل " به معشوقه جوانش سلام؛ چندی است که جنگلبان عشقت را تنها گذاشته ای. دوره ی عشقت آنقدر طولانی شد و مدت آن کوتاه و طول گردش آن بلند، که دفعات عبورت از پیش دلم کم، که حاصلش دل تنگی است. می دانی که آزیموت بی نهایت عشق تو را در دلم با هیچ سونتویی نمی توان سنجید و اوج آن را باهاگا و وسعت آن را با ویزیروینکل و حتی با رلاسکوپ . می دانی آنقدر در دپوی عشق تو خلاص می مانم تا گرده بینه های دلم را چوکر کنی و در مسیر چوبکشی صداقت که متوسط فاصله چوبکشی آن بی نهایت است ، بکشی.دانگ واحد دلم را فقط برای تو دائم می کنم و بستر آن را خراش می دهم تا بذر عشق تو در آن بروید. آن را روشن می کنم، تنک می کنم، آنقدر در پناه تو می مانم تا قانون با کمن را نقض کنم. تا یک روز مرا تک گزینی کنی. بر آشیانه عشق تو سایه ای افکنم تا درجه پوشش آن بالا رود.گاهی که دلم برایت تنگ می شود خاکش اسیدی می شود میکروریزها از آن می گریزند. قارچ بر آن می روید. پوست نازک راش مانند من، مشتاقانه انتظار چکش استحصال ترا می کشد.هرچند که می دانم در اکوسیستم عشق تو، خشکه داری بیش نیستم اما آنقدر می پوسم تا تمامی مرغکان عاشق بر روی شاخه هایم لانه کنند.سونداژ کن دلم را تا ببینی که دوایر سالیانه عشق مان چقدر فشرده و کهن است. بازار رقابت کامل عشق ترا، تبدیل به انحصار کامل می کنم تا عشقت را به قیمت بی نهایت با کشش پذیرترین تقاضا بخرم، می دانم که عرضه می کنی. هزینه نهایی عشقت را هر چه باشد می پردازم، قانون بازده نزولی تولید را زیر پا می گذارم و تا ابد ستاده ی عشق را با نهاده ی محبت تولید می کنم، تولیدی که هیچ گاه نزولی نمی شود و قیمت آن هیچ گاه کمتر از AVC نمی شود. بازدهی سرمایه در جنگل عشقمان آنقدر بالاست که هیچ صنعتی به آن نمی رسد و نرخ سود در بازار عشقمان آنقدر پایین ، که سود آن max می شود. باور کن هیچ هیئت هفت نفره ای نمی تواند، حریم عشق مان را تعیین کند. جنگل نشین عشق من دام هایت را بر نهالستان بهاری دل من بگستران، در جنگل ما طرح خروج دام از جنگل معنا ندارد جنگل نشین من تا ابد بر جنگل دل من سکنی گزین که جنگل عشق من محل تجمیع و اسکان تو باشد. طبق ماده 61 قانون حفاظت و بهره برداری دلم اگر نهال عشقم را بسوزانی و یا درخت محبت ام را کت بزنی قاضی عشق حکم به حبس مجرد در زندان دلم تا ابد برایت صادر می کند . طرح صیانت مرا بپذیر. |
|
+ نوشته شده در
84/12/22ساعت توسط کیومرث سفیدی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
ن والقلم و ما یسطرون
دانشجوی دکتری دانشگاه تهران هستم و خبرنگار، 25 ساله،متاهل و عاشق طیبعت. هدف از نگارش در این تارنما دغدغه های محیط زیستی من است که بخشی از زندگی ام را تشکیل می دهند . |
| آرشیو موضوعی |
|
طبعیت و محیط زیست اکوتوریسم ( طبیعت گردی ) جنگلشناسی و اکولوژی مسائل اقتصادی و اجتماعی در منابع طبیعی NGO English پایان نامه ها |
|
RSS
|