![]() |
![]() |
|
| تلاش برای تشکیل سازمان مردمی(NGO) برای حفاظت از 000/200 هکتار جنگل بکر در شمال کشور |
|
اعتراض نسبت به توجهی مسئولین نسبت به حفاظت و نگهداری از باغ گیاهشناسی مشکلات باغ گیاهشناسی دانشکده های کشاورزی و منابع طبیعی پایان ندارد بعد از قطع و هرس بی رویه و بی ظابطه ای که در ماههای اخیر در این مکان پژوهشی شاهد بودیم امروزه مشکلات متعدد دیگری نیز در این ارتباط دیده می شود که در صورت عدم توجه مسئولان این باغ ( که اخیرا" به نام دکتر وزوایی نیز خوانده می شود ) از بین خواهد رفت و تنها ظاهری سبز اما توخالی از آن باقی می ماند . دانشجویان آگاه دانشکده های کشاورزی و منابع طبیعی فارغ از هر گونه گرایش و تفکر سیاسی با هدف کاملا" علمی و با دیدگاه مبتنی بر دانش علمی خواهان رسیدگی و توجه هر چه بیشتر به وضیعت این باغ گیاهشناسی هستند . تلاش های انجمن علمی دانشجویان باغبانی هم قابل تقدیر است .برای نشان دادن اعتراض خود بر روی لینک زیر کلیک و طومار را امضاء کنید . این هم لینک خبر خبرگزاری میراث فرهنگی در این ارتباط .
گزارشی ازوضعيت تأسف بارحيات وحش ايران • يوزپلنگ، گورخر، گوزن زرد، خرس سياه، تمساح پوزه كوتاه، ماهى آزاددرياى خزرو سياه خروس از حيوانات بومى ايرانى بر لبه انقراض هستند
رامتين سيار - هنگامى كه كارشناسان محيط زيست بر اهميت حفظ محيط زيست گياهى و جانورى در جلسه اى در اوايل انقلاب بحث مى كردند، يكى از رئيسان سازمان محيط زيست آن سالها با جمله اى بحث را خاتمه داد. آن جمله اين بود: «خداوند طبيعت و حيوانات را خلق كرده و خودش هم حفظ مى كند پس برادران جاى هيچ نگرانى وجود ندارد! » اين بود كه آب سردى بر سر همه آن كارشناسان و دلسوختگان حيات وحش ايران ريخته شد. در سالهاى بعد بسيارى از آن مديران آشنا به كار و علاقه مند، كارى جز تأليف و تدريس كتابهايى چون «پستانداران ايران» نداشتند. با آنكه اين كتابها به تناوب چاپ و انتشار مى يابد اما به موازات آن نيز تخريب محيط زيست هنوز ادامه دارد و آنچه در جنگلهاى شمال، غرب و نواحى شرقى و جنوبى كشور در حال نابودى است نسل رو به انقراض يوزپلنگ، مرال، خرس ايرانى، گوزن زرد و ... است.
مرز و بوم ايران از آنجا به عنوان كشور چهارفصل شهرت يافته است كه همچون مجموعه اى از متغيرهاى آب و هوايى گرد آمده است. طبيعتى اين چنين رنگارنگ تقريباً در تمام دنيا منحصر به فرد است. محمد على اينانلو سردبير مجله طبيعت در اين مورد مى گويد: «اختلاف دماى گرمترين و سردترين نقطه ايران در زمستان و تابستان عدد ۱۰۰ را به ما نشان مى دهد چنانكه سردترين نقطه به ۴۰درجه زير صفر و گرمترين به ۶۰درجه بالاى صفر مى رسد و اين در دنيا بى نظير است. قله دماوند با ۶۰۰۰متر ارتفاع و سواحل خيلج فارس با ۲۶متر زير ارتفاع درياهاى آزاد يكى از بالاترين اختلاف ارتفاع را مى سازند. در ايران تا به حال ۸۳۰۰ گونه گياهى شناخته شده. ۱۶۰ نوع پستاندار در ايران زندگى مى كنند. ۴۸۵ گونه پرنده اعم از مهاجر، نيمه مهاجر و بومى و حدود ۵۰۰نوع آبزى و خزنده تا به حال شناسايى شده كه در صورت مطالعه بيشتر تا ۲۰۰۰نوع هم خواهد رسيد. اين اعداد در يك مرز يك ميليون و ۶۰۰هزار كيلومترى در تمام دنيا بى نظير است. به همين دليل نام ايران را «ايران جهانى در يك مرز» گذاشتم. در ميان ۱۶۰گونه پستاندار در ايران كه شامل گونه هاى كوهستانى، دشتى، كويرى و جنگلى مى شود بعضى خاص ايران مانند يوزپلنگ وگوزن زرد ايرانى هستند. بعضى خاص آسيا مانند گورخر آسيايى و بعضى گونه اروپايى مانند لينكز. (گربه وحشى جنگلى) هستند. از اين گونه ها بعضى در حال انقراض بعضى جمعيتشان بد نيست و بعضى هم خوب است. محمدعلى اينانلو در مورد گذشته حيات وحش در ايران مى گويد: «اگر نگاهى به حجاريهاى طاق بستان، تخت جمشيد و جاهاى ديگر كه از شكار شاهان حجارى كردند يا به فاصله نزديكتر حجارى تنگه واشى در فيروزكوه (قاجاريه) بيندازيم به اين نتيجه مى رسيم كه اين حجاريها كار شكار شاهان را نشان مى دهد ولى معناى ديگرش نشان دادن وفور بيش از حد انواع گونه هاى حيات وحش در ايران بوده. اندكى نزديكتر در زمان قاجاريه و حتى اواخر آن در خاطرات كسانى كه از آن دوره شكار نامه يا سفرنامه نوشتند مانند خاطرات شازده ظل السطان پسر ناصرالدين شاه متوجه مى شويم در ايران تا چه حد حيات وحش ما غنى بوده. ظل السطان در خاطراتش مى گويد شكار براى سپاهيان من دو هدف داشته، تمرين رزم و آمادگى جنگى، دوم تغذيه سپاهيان و يا در سفرنامه مازندران علاوه بر شكار شدن صدها رأس گوزن و شوكاو پرنده هايى نظير قرقاول و دراج؛ چيزى كه خيلى جلب نظر مى كند شكار ۱۸قلاده ببر است. در خاطرات شكارچى ها و شكاربانهاى پير، پيرمردهايى كه از دشت قزوين مى گويند كه آنجا را مى توان در تاريخى نه چندان دور با صحراى سرنگتى آفريقا مقايسه كرد. در گزارشهاى رسمى سازمان محيط زيست قبل از انقلاب تعداد زيادى حيوانات وحشى در مناطقى نظير پارك ملى گلستان، خوش ييلاق، پارك ملى كوير، منطقه كالمند در يزد، مناطق خجير و سرخه حصار در نزديك تهران، موته در اصفهان، جزاير درياچه اروميه كلاه غازى در اصفهان، حاجى آباد نزديك بندرعباس، دشتها و كوههاى زنجان وجود داشته است. در چندساله اول انقلاب به خاطر اينكه اسلحه بى حساب دست بعضى افراد مسؤوليت ناشناس بود و فكر مى كردند مناطق حفاظت شده اين مملكت متعلق به خانواده سلطنتى است، همچنين در مناطق جنگى مثل كردستان و غرب كشور شكار و كشتار بسيار بى رويه اى در اين مناطق انجام شد و حيات وحش ايران لطمه زيادى ديد. اما پس از اينكه قوانين در اين زمينه شكل گرفت و حاكم شد سازمان محيط زيست به كمك مأموران قديمى و دلسوز توانست تا اندازه اى از اين ذخاير محافظت كند كه البته الآن هم محيط بانهاى جوان استخدام شدند و بسيار دلسوز وعلاقه مند هستند ولى بايد از تجربيات گذشته ها استفاده كرد. » اين كارشناس حيات وحش سپس به گونه هاى منقرض شده حيات وحش اشاره مى كند: «نخستين حيواناتى كه كاملاً منقرض شدند شير ايرانى بود دوم ببر ايرانى كه معروف به ببر هيركانى بوده كه اسمش از جنگلهاى هيركانيا اسم قديم گرگان كنونى در زمان پارتها گرفته شده است و اما حيواناتى كه در لبه انقراض هستند: نخست يوزپلنگ ايرانى است كه آمارهاى جسته گريخته سازمان محيط زيست و مؤسسه (iucn) تعداد آنها را بين ۳۰ تا ۴۰ قلاده حدس مى زنند ولى شخصاً كه دايم در سفر هستم با خوش بينى زير ۲۰ تا حدس مى زنم در پارك ملى كوير، خار و توران شاهرود و همچنين در يزد كه چندسال پيش به خاطر تشنگى يك مادر با دوتوله خودش به نزديك آبادى آمده بود و مردم آنها را كشته بودند كه يكى از بچه ها زنده ماند و اينك تنها يوزپلنگ در اسارت موجود است كه در پارك پرديسان نگهدارى مى شود. دوم گورخر ايرانى است كه تصور مى كنم آمارهاى سازمان محيط زيست حدود ۴۰۰ تا تخمين مى زند ولى اگر خوش بينانه نگاه كنيم زير ۲۰۰ تا در ايران وجود دارد ۳- گوزن زرد ايرانى كه خوشبختانه با اقدامات حفاظتى كه از ۳۰سال پيش شروع شد از خطر انقراض نجات پيدا كرد. الآن تعدادى در دشت نازسارى نگهدارى مى شوند يك تعداد در جزيره اسپير و اشك در درياچه اروميه. تعدادى به صورت آزاد در منطقه حفاظت شده دزو كرخه نگهدارى مى شوند. ۴- خرس سياه ايرانى معروف به خرس سياه بلوچستان كه از خانواده خرس سياه آسياى جنوب شرقى است فرقش با خرس قهوه اى اين است كه رنگش كاملاً سياه و مثلث سفيدى روى سينه اش است. تعداد مشخصى نيست. اگر به ۱۰ تا برسد خوب است ۵- تمساح پوزه كوتاه ايرانى كه در رودخانه سرباز در بلوچستان اطراف سد پيشين و آبگيرهاى اطراف رودخانه سرباز زندگى مى كنند كه حدود ۱۰۰تا موجود مى باشد. ۶ - ماهى آزاددرياى خزر و بالاخره سياه خروس نوعى پرنده زيبا در منطقه كوچكى در شمال آذربايجان كه به ۱۰۰ تا نمى رسد. »
|
||
|
+ نوشته شده در
85/02/25ساعت توسط کیومرث سفیدی |
|
|
همایش" سیاست دولت جدید در خصوص بخش کشاورزی و منابع طبیعی" در دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران با جبهه گیری علیه دولت قبلی امروز برگزار گردید . در اغاز این مراسم فیلمی در اتباط با موضوع همایش پخش گردید. در ادامه نیز وزیر جهاد کشاورزی و نیز ریس سازمان به پرسش های دانشجویان جواب دادند . این همایش که توسط بسیج دانشجویی پردیس برگزار شد بیشتر از آنکه به نقد علمی و بررسی چالش های فراروی دولت فعلی در این بخش بپردازد به انتقاد از دولت دولت قبلی پرداخته شد. نکته جالب دیگر که ناراحتی برخی از دوستان را نیز به دنبال داشت عدم توجه و پرداختن به بخش منابع طبیعی بود در واقع مثل همیشه مظلوم ترین بخش در کشور برخورد همیشگی را شاهد بود .و باز هم این سئوال را مطرح کرد که تا به کی باید تفکر زراعی بر منابع طبیعی کشور حاکم باشد . بارها شاهد انتقاد از عملکرد دولت قبلی بودیم شاید بهتر بود عنوان همایش را عوض می کردند.
وزیر جهاد کشاورزی خبر از تغییر در ارائه تسهیلات به فارغ التحصیلان داد. اسکندری وزیر جهاد کشاورزی با اعلام مطلب فوق از توافقاتی با بانک کشاورزی برای اعطای تسهیلات به شکل مجتمع های ساخته شده به فارغ اتحصیلان این رشته داد . ایشان با تاکید بر روی این موضوع که بایستی مستقل باشیم هرگونه شایعه پیرامون واردات گندم به کشور را تکذیب کرد . ایشان اعلام کردند که تنها ۴۰۰نفر از فارغ اتحصیلان ( از ۳۵۰۰۰ فارغ اتحصیلی که هر سال در کشاورزی داریم )در بدنه ی دولت امکان جذب دارند . !!!!ایشان با انتقاد از کسانی که گفته اند در ساختمان شیشه ای وزرارت جهاد فقط یک پنجره باز است (پنجره طرح خود کفایی گندم ) اعلام کردند که همه ی خاینین از همین پنجره به پایین خواهند ریخت . ایشان با کنایه گفتند که ما نمی خواهیم ۱۳ سال بمانیم و بعد بگوییم نگذاشتند کار شود هرذ نتوانستم می روم . آنچه جناب وزیر یادشان رفت : وزیر جهاد کشاورزی به عنوان نفر اول تصمیم گیرنده در بخش کشاورزی و منابع طبیعی کشور در تمام سخنرانی یک ساعته ی خود حتی یکبار هم از کلمه منابع طبیعی استفاده نکردند ایشان یادشان رفت که همایش به بررسی منابع طبیعی کشور نیز باید پرداخته شود دوستان برگزار کننده نیز در همین راستا عمل کردند. ایشان یادشان رفت که دوره وزارت ایشان هنوز به اندازه ی یکسال زراعی نشده است به همین دلیل به انتقاد از دولت قبلی پرداخته و موفقیت را از آن خود کردند . وزیر جهاد کشاورزی در حالی اصرار به پایان برنامه داشتند که فقط و فقط یک سئوال نصفه و نیمه از ایشان در مورد منتابع طبیعی شد .و سئوالهای بسیاری نیز بی پاسخ ماند هرچند که ایشان قول داند که هر سه ماه یک بار در جمع دانشجویان حاضر شوند . مهندس جلالی نیز خبر از تشکیل مهندسین ناظر در بخش خصوصی در بخش منابع طبیعی دادند ایشان تاکید کردند که فشار ی بر روی ایشان برای اختصاص اراضی طبیعی به بخش کشاورز ی نبوده است .
اعتراض دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان در حاشیه ی همایش دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان ( بزرگترین تشکل دانشجویان در پردیس ) وقتی با عدم همکاری برگزار کنندگان مواجه شد اعتراض خود را اعلام کرد ایشان در گفتگویی اعلان کردند که وقتی از دوستان بسیج تقاغضای وقت برای پرسش شفاهی کردم متأسفانه همکاری لازم نشد و اعلام شد که بایستی اسم نوشته میشد و حتی با اعلام اینکه دانشجویان وقت خود را در اختیار بنده قرار داده اند باز هم همکاری صورت نگرفت و حتی این دوستان به نامه یرسمی انجمن اسلامی دانشجویان نیز توجهی نکردند. ایشان همچنین از عدم توجه به بخش منابع طبیعی کشور اضهار تأسف کردند .
|
|
+ نوشته شده در
85/02/19ساعت توسط کیومرث سفیدی |
|
|
مشکلات باغ گیاهشناسی دانشکده های کشاورزی و مابعد طبیعی کرج پایان ندارد بعد از قطع و هرس بی رویه و بی ظایطه ای که در ماههای اخیر در این مکان پژوهشی شاهد بودیم امروزه مشکلات متعدد دیگری نیز در این ارتباط دیده می شود که در صورت عدم توجه مسئولان این باغ ( که اخیرا" به نام دکتر وزوایی نیز خوانده می شود ) از بین خواهد رفت و تنها ظاهری سبز اما توخالی از آن باقی می ماند . مهندس معصومی مسئول باغ با گلایه از مسئولان و بی توجهی ایشان به این مسأله نامه ای را که به مدیر گروه گروه باغبانی در این دانشکده تنظیم شده است در اختیار ما قرار داده اند که خواندن آن را توصیه می نماییم. باغ گياهشناسي متعلق به يک گروه خاصي نيست بلکه به پرديس کشاورزي و منابع طبيعي تعلق دارد. براي اينکه به تشريح باغ گياه شناسي بپردازيم، ابتدا نگاهي گذرا به تاريخچه باغ مي کنيم. ببينيم اهداف گذشته باغ چه بوده و تا به امروز به کجا رسيده است. همانگونه که مستحضريد تاريخچه باغ بر مي گردد به سال 1310. اهداف اصلي داشتن نمونه هاي زنده در کنار نمونه هاي خشک شده هرباريومي، آداپتاسيون يا عادت پذيري گياهان مختلف ايران به آب و هواي کرج و مشاهده سير تکامل گياهي بطور زنده و عيني و در نهايت آموزش عملي گياه شناسي. بنيان گذاران باغ بوتاني رسالتي بزرگ بر دوش کشيده تا به نسلهاي بعدي تحويل تا آنان نيز به نسلهاي آينده بسپارند، و در اين ره آورد تاريخي تشنگان علم را سيراب نمايند. اما با گذشت بيش از نيم قرن يعني حدود 75 سال از اهداف اصلي دور شده و باغ گياه شناسي مورد بي مهري قرار گرفته است.حيات باغ و شکوفايي آن در گرو احساس نياز و تزريق و حمايت از طرف مسئولين مي باشد. ......................ادامه مطلب را در بخش زير بخوانيد ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
85/02/17ساعت توسط کیومرث سفیدی |
|
|
تصویب نهایی دستور العمل تهیه مسیر های چوبکشی و دپو دکتر هوشنگ سبحانی استاد دانشگاه تهران در گفتگو با دانشجویان این رشته خبر از تصویب نهایی دستورالعمل تهیه مسیر های چوبکشی و دپو در بهره برداری از جنگلها درشمال دادند . با تصویب این دستوراعمل بایستی برای خارج کردن چوب از جنگل مسیر های مناسب چوبکشی و محل دپو تعیین و در طی سالهایی که عملیات بهره برداری در جنگل ها صورت می گیرد از آنها استفاده شود. لازم به ذکر است که در صورت پیاده شدن این دستورالعمل نه تنها تخریب در عرصه جنگل کاهش می یابد بلکه میزان ارزش افزوده محصولات چوبی نیز به مراتب بیشتر می شود . |
|
+ نوشته شده در
85/02/16ساعت توسط کیومرث سفیدی |
|
|
در حاشیه سخنرانی استاد جنگلشناسی دانشگاه مونیخ در دانشگاه تهران پروفسور موزاندل : "جنگلداری نوین با چرای دام در جنگل در تضاد است."
پروفسور موزاندل استاد جنگلشناسی دانشگاه مونیخ صبح دیروز در سالن مطهری دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران به سخنرانی پرداختند . ایشان با اشاره به گذشته جنگلداری در اروپا و در آلمان و اشتباهات گذشته از روش جنگلداری همگام با طبیعت سخن گفتند در این مراسم که حضور تعدادی از کارشناسان سازمان جنگلها باعث تعجب دانشجویان شده بود !!!! اساتید دانشگاه نیز حضور داشتند . ایشان که بعد از بازدید یک هفته ای از جنگلهای شمال به همراه دکتر مهاجر استاد جنگلشناسی دانشگاه تهران ( پدر جنگل شناسی همگاه با طبیعت در ایران ) سخنرانی می کردند جنگلهای شمال را بسیار با شکوه دارای ارزش فئق العاده ی علمی عنوان کردند ایشان در بخشی از سخنان خود مشکل اصلی ایران را در مدیریت جنگلها در نداشتن مدیریت صحیح و مرکزی بودن مدیرت جنگلها عنوان کردند.به عقیده ایشان جنگل های شمال ایران مدل و نمونه ی واقعی از جنگلهای پهن برگ و طبیعی جهان می باشد . گزارش کاملتری از این سخنرانی را در وبلاگ هومن بخوانید . یک خبر تکان دهنده به نقل از روزنامه همشهری : قطع هزاران اصله درخت راش در جنگل هاي رودبار گيلان این خبر را در کویر بخوانید .
|
|
+ نوشته شده در
85/02/10ساعت توسط کیومرث سفیدی |
|
|
قسمت دوم ـ جنگلنشيني پراکنده
جنگلنشيني پراکنده ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
85/02/09ساعت توسط کیومرث سفیدی |
|
|
بخش نخست - چرای دام در جنگلهای شمال
در جنگلهاي ما عمدتاً 4 مسئله عمده از مسائل مهم اجتماعي - اقتصادي، همچون چهره مشترک مسائل جنگلها در مجموعه کشورهاي توسعه نيافته، قابل بررسي است که عبارتند از : 1- دام در عرصه جنگل 2- تأمين سوخت 3- توسعه زمين هاي کشاورزي 4- جنگلنشيني پراکنده ۵- زمين خواری( به پيشنهاد يکی از دوستان اين وبلاگ) اولين و مهمترين آنها دامداري در عرصه جنگل ميباشد. جنگلهاي شمال كشور در 103 آبخيز تقسيم شده اند، مساحت كل اين آبخيز ها حدود 2.9 ميليون هكتار مي باشد كه از اين مقدارحدود 1.9 ميليون هكتار جنگل، حدود 608 هزار هكتار مرتع و 290 هزار هكتار اراضي زراعي و قرا، قصبات و غيره مي باشد. در ايران دامداري با جنگلداري به منظور توليد چوب که آن هم به طور انبوه باشد منافات دارد، اما اگر در عرصه سياستگذاريهاي ما اهداف متفاوت شوند، مثلاً براي تفرج و جذب اکوتوريسم، ديگر دامداري در جنگل با تعارضي با اهداف ما نخواهد داشت و نگهداشتن دامدار در جنگل همانند بسياري از کشورهاي اروپايي، خود از جذابيتهاي جنگل و جاذبه هاي انساني آن به شمار ميآيد. با اين تفاوت که در کشورهاي پيشرفته از حدود 100 سال پيش مرز دامداري و جنگل به خوبي مشخص شده است و دامها در فارمهايي با محدوده مشخص نگهداري ميشوند و تمام عرصه را مورد چراي خود قرار نميدهند. در کشور ما از 164 ميليون هکتار مساحت کشور، تنها 2 ميليون هکتار آن توان توليد چوب صنعتي را دارد و اعتقاد ما براين است که اين 2 ميليون هکتار را به توليد چوب اختصاص داده و 150 ميليون هکتار ديگر از عرصههاي منابع طبيعي را که امکان کاربري دامداري و کشاورزي دارند، به آن امور اختصاص دهيم. زيرا وضعيت کشور ما به کشورهايي نظير هند که از طرفي حدود يک ميليارد نفر جمعيت دارد و از طرف ديگر با داشتن حدود دو برابر وسعت کشور ما، 50 درصد آن را عرصههاي منابع طبيعي به خصوص جنگل تشکيل داده تفاوت دارد. در نتيجه نميتوان جنگلداري اجتماعي، و سياستي را که آنها به منظور تلفيق توليد چوب و دامداري در پيش گرفتهاند عملي نمود. از ديدگاه ما اگر جنگلداري خوب را خواهانيم، نبايد دام در جنگلها داشته باشيم. همان طور که کشورهاي توسعه يافته با اين مسئله مواجه بوده و به تدريج يا به طور ناگهاني در طي يک تا دو قرن گذشته آن را به نوعي حل کردهاند (اگر چه شايد آنها دچار پيچيدگيهايي همانند ما نبوده و داراي اقتصاد قوي متکي به توليد صنعتي بوده اند که توانسته اند از طريق آن مسئله معيشت و اشتغال مردم را برآورده سازند).
منبع : ۱- سفيدی کيومرث و حميد محمدی ، بررسی مسائل اقتصادی و اجتماعی جنگلهای شمال ،مطالعه موردی بخش پاتم خیرود کنار ، ۱۳۸۴ ۲-دكترتقي شامخي ، جزوه ی درسی سياست جنگل ، 1384 |
|
+ نوشته شده در
85/02/02ساعت توسط کیومرث سفیدی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
ن والقلم و ما یسطرون
دانشجوی دکتری دانشگاه تهران هستم و خبرنگار، 27 ساله،متاهل و دوستدار طیبعت. هدف از نگارش در این تارنما دغدغه های محیط زیستی من است که بخش مهمی از زندگی ام را تشکیل می دهد. |
| پیوندهای روزانه |
|
تازه ترين خبر ها از ادواج موقت مسعود کیمیایی و سینمایی که خودش دوست دارد بررسی جداسازی جنسیتی دانشجویان. کجای کار "دانشگاه" می لنگد؟! آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
طبعیت و محیط زیست اکوتوریسم ( طبیعت گردی ) جنگلشناسی و اکولوژی مسائل اقتصادی و اجتماعی در منابع طبیعی NGO English پایان نامه ها |
|
RSS
|